نگهبان
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاسبان، پاسدار، حارس، داروغه، هارون پاینده، حافظ، محافظ، مراقب، مستحفظ، نگاهدارنده دیدهبان، دیدهور، قراول، کشیک، گشتی، نگاهبان پشتیبان، حامی، طرفدار دربان، سرایدار
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاسبان، پاسدار، حارس، داروغه، هارون پاینده، حافظ، محافظ، مراقب، مستحفظ، نگاهدارنده دیدهبان، دیدهور، قراول، کشیک، گشتی، نگاهبان پشتیبان، حامی، طرفدار دربان، سرایدار