نگهداری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
حفظ کردن، انبار کردن مال جمع کردن، خسیس بودن ارث بهفرزند رسیدن، بهارث گذاشتن نگهبانی کردن، حفاظت کردن نگهداشتن، گرفتن، چسبیدن، بغل کردن، چنگ زدن، تنگ گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
حفظ کردن، انبار کردن مال جمع کردن، خسیس بودن ارث بهفرزند رسیدن، بهارث گذاشتن نگهبانی کردن، حفاظت کردن نگهداشتن، گرفتن، چسبیدن، بغل کردن، چنگ زدن، تنگ گرفتن