نی ریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نی ریز. [ ن َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش نی ریز از شهرستان فسا ویکی از قصبات قدیمی فارس است . مسجد جامع نیریز در ٣٦٢ هَ .ق . بنا گردیده و در ٥٦٠ هَ .ق . تعمیر و طاق بزرگ مسجد در زمان سلاطین صفوی بنا شده . این قصبه در ١٠٨هزارگزی شمال شرقی فسا و ٢٨٨هزارگزی شرق شیراز واقع و از لحاظ موقعیت دارای اهمیت خاصی است . مختصات جغرافیایی آن عبارتند از: طول ٥٤ درجه و ٢٠ دقیقه از گرینویچ، عرض ٢٩ درجه و ٢٠ دقیقه و ارتفاع از سطح دریا ١٥٨٧ گز. هوای قصبه معتدل بالنسبه گرم و آب مشروب آن از قنات و چاه است . شغل اهالی تجارت و کسب و باغبانی و صنعت دستی قالی بافی است . سکنه ٔ نیریز بالغ بر ١٥٣٩١ نفر می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
نی ریز. [ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای چهارگانه ٔ شهرستان فسا است . حدود و مشخصات آن به شرح زیر است . از شمال به بخشهای بوانات از شهرستان آباده و زرقان از شهرستان شیراز، از شرق به شهرستان سیرجان، از مغرب به بخش اصطهبانات و از جنوب به بخشهای داراب و اصطهبانات محدود است . هوای بخش در قسمت شمالی معتدل ودر جنوب غربی گرم می باشد. آبش از چشمه و قنات و چاه و محصولش غلات و بادام و انجیر و انگور و شغل اهالی زراعت و باغبانی و صنعت دستی قالی بافی است . این بخش از سه دهستان مشکان (حومه ) رستاق، آباده، طشک تشکیل شده و مجموع قراء و قصبات آن ٤٧ و جمعیت آن در حدود ٢٧٠٠٠ نفر می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
نی ریز. [ ن َ ] (اِخ ) شعبه ای است از موسیقی . (رشیدی ) (برهان قاطع). نام شعبه ای است از پرده ٔ صفاهان . (غیاث اللغات ).