نی سان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نی سان . [ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) به معنی نی مانند، چه سان به معنی شبیه و مانند بود. (از برهان ). از: نی، به معنی نای + سان (پسوند شباهت ). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
نیسان . (اِ) خلاف . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مخالفت . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشیدی ) (ناظم الاطباء). مرادف انیسان است . (از رشیدی ). مخفف انیسان است . (از انجمن آرا). عدم موافقت دروغ و عهد و پیمان خلاف و دروغ و هنگام شکستن عهد و پیمان . (ناظم الاطباء) : من آنگاه سوگند نیسان خورم که زین مملکت رخت بیرون برم . بوشکور (از انجمن آرا).