نیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیة. [ ی َ ] (ع مص ) نیَّة. رجوع به نیَّة شود. ◄ ونی . ونیة. وناء. (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به ونی شود.
نیة. [ نی ی َ ] (ع اِ) آهنگ . (منتهی الارب ) (نصاب ). آهنگ و قصد و توجه دل بسوی چیزی . (از متن اللغة). عزم .(نصاب ). قصد. (اقرب الموارد). اندیشه . (دهار). اراده ٔ قلبی به کاری . (از اقرب الموارد). ج، نیات . نی ّ. رجوع به نیت شود. ◄ جهت که مسافر به وی روی آورد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). امر. (اقرب الموارد). جهتی که مسافر روی بدان آرد یا قصدی که برای آن به کاری پردازند. (از متن اللغة). ◄ دوری . (منتهی الارب ). عبارت اقرب الموارد این است : الوجه الذی ینویه المسافر من قرب او بعد. ◄ حاجت . نیاز. (منتهی الارب ) (متن اللغة) (از اقرب الموارد). - لیلةالنیة ؛ غره ٔ شهر رجب . (یادداشت مؤلف از نزهةالقلوب مقاله ٔ ٣ ص ٣٢). ◄ (مص ) آهنگ چیزی نمودن . (از منتهی الارب ). قصد و عزم چیزی کردن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نواة. نیَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ انداختن خسته ٔ خرما را. (از منتهی الارب ). رجوع به نوی شود. ◄ دور شدن مسافر. نوی . (از اقرب الموارد). ◄ به مسافر گویند: نواک اﷲ؛ یعنی نگه دارد ترا خدای و صاحب تو باشد. (از منتهی الارب ). خدا حافظ و یار تو در سفرت باشد. (از اقرب الموارد).
نیه . [ نی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طرق رود بخش نطنز شهرستان کاشان در ٢٥هزارگزی جنوب نطنز و ٢هزارگزی جنوب جاده ٔ نطنز به مورچه خورت . در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ٦٧٠ تن سکنه دارد. آبش از ده رشته قنات، محصولش غلات، پنبه، انگور، انار، انجیر و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).