نیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیح . [ ن َ ] (ع مص ) خمیدن شاخ درخت . (از منتهی الارب ). متمایل شدن شاخه . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نیحان . (اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ درشت و سخت گردیدن استخوان پیر یا جوان بر اثر رطوبت . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).
نیح . [ ن َی ْ ی ِ ] (ع ص ) عظم نیح ؛ استخوان سخت و قوی . (منتهی الارب ). شدید صلب . (از متن اللغة).