نیرومند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) (ص.) دارای زور و قدرت.مترادفها و واژههای مرتبطباقوت، بانیرو، پرزور، پرزور، پرقوت، توانا، زورمند، قوی، قوی، قویجثه، مقتدر ≠ ضعیفواژه قبلی: نیروواژه بعدی: نیروگاه