نیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیری . [ ن َی ْ ی ِ ] (اِخ ) میرزا طاهربن قدیم خان شیرازی . از شاعران قرن سیزدهم است . مدتی در هندوستان مداح حکمران دکن بود و در همان دیار به سال ١٢٥٦ هَ .ق . درگذشت . او راست : چه جرم است آنکه دربند است و کس نادیده عصیانش همی دست سرافرازان درآویزد به دامانش به تن بر از عصب پوشیده دارد ضخم خفتانی بدان چستی که پنداری ز تن بررسته خفتانش . رجوع به مجمعالفصحا ج ٢ ص ٥٠٦ و فرهنگ سخنوران شود.