نیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیر. (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش نیر شهرستان نیر. در ٥٧هزارگزی جنوب غربی یزد متصل به راه فرعی نیر به ابرقو. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است : طول ٥٤ درجه و ١٧ دقیقه و ٢٠ ثانیه ٔ شرقی از نصف النهار گرینویچ . عرض ٣١ درجه و ٣٢ دقیقه و ٣٠ ثانیه ٔ شمالی . ارتفاع از سطح دریا ١٥١٥ متر. کوهستانی است . دارای هوایی معتدل است و ٣٢٨٠ تن سکنه دارد. آبش از قنات آبکوهی، محصولش غلات، حبوبات، بادام، گردو، توت و انگور و شغل مردمش زراعت، صنایع دستی زنان کرباس بافی است . راه ماشین رو دارد. یک باب دبستان و پاسگاه ژاندارمری و دو زیارتگاه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
نیر. (اِخ ) یکی از بخشهای یازده گانه ٔ شهرستان یزد و در جنوب این شهرستان واقع است . از شمال به بخش مهریز و تفت، از جنوب به بخش شهربابک و کویر ابرقو، از مشرق به بخش مهریز از مغرب به بخش اردکان و ابرقو محدود است . منطقه ٔ این بخش کوهستانی بوده، هوای آن معتدل و آب زراعتی قراء از چشمه و قنات تأمین می شود. محصولش گندم و جو و مختصری میوجات است . شغل عمده ٔ اهالی زراعت، صنایع دستی محلی و کرباس بافی است . آبادیهای این بخش به وسیله ٔ راههای اتومبیل رو فرعی به یکدیگر مربوط می شوند و راه اتومبیل رو ابرقو از وسط این بخش و قصبه ٔ نیر گذشته در سریزد به شوسه ٔ یزد می رسد. معادن سنگ مرمر در اوران پشت، گل سفید، فخرآباد و سفیدآب اشکوئید و معدن سنگ آسیا در اردان وجود دارد. این بخش از ٣٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٢٣٨٥٠ نفر است . مذهب اهالی مسلمان شیعه و زبان مادری آنها فارسی است . قراء مهم این بخش عبارتند از نیر (مرکز بخش )، چنار، بنادکوک، سخوئیه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
نیر. [ ن ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژاوه رود بخش رزاب شهرستان سنندج . در ٤٠هزارگزی جنوب شرقی رزاب و ١٥ هزارگزی شمال شرقی بالنگان، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع و ٧٧١ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات و میوه و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).