نیزه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ زِ) (اِ.) چوبی دراز و سخت که بر سر آن آهن نوک تیز نصب میکردند.مترادفها و واژههای مرتبطخنجر، دشنه، رمح، زوبین، شمشیرواژه قبلی: نیزارواژه بعدی: نیزه بندکن