نیسانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیسانی . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به نیسان است . - ابر نیسانی ؛ باران نیسانی . ابر و بارانی که در ماه نیسان پدیدآید و ببارد. باران بهاری که دشت و باغ را طراوت و سرسبزی دهد. رجوع به نیسان شود : ز اشک ابرنیسانی به دیبا شاخ شد معلم ز بوی باد آذاری به عنبر شاخ شد معجون . رودکی . ابری آمد چو ابر نیسانی کرد بر سبزه ها درافشانی . نظامی . سبزپوشی چو فصل نیسانی سرخ روئی چو صبح نورانی . نظامی . جز یک ابر تو کابر نیسانی است آن دگر ابرها زمستانی است . نظامی .