نیست انگاشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بر یخ نوشتن (نگاشتن) چیزی، بیهوده تلقی کردن، عبث دانستن، کأنلمیکن دانستن، نیست انگاشتن، هیچ دانستن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بر یخ نوشتن (نگاشتن) چیزی، بیهوده تلقی کردن، عبث دانستن، کأنلمیکن دانستن، نیست انگاشتن، هیچ دانستن