نیش غولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص نسب.)<BR>۱- منسبوب به نیش (ناب) غول.<BR>۲- خرافی، خرافاتی. ؛ایراد ~ایراد نامربوط، اعتراض بیهوده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) ۱- منسبوب به نیش (ناب) غول. ۲- خرافی، خرافاتی. ؛ایراد ~ایراد نامربوط، اعتراض بیهوده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیش غولی . [ ش ِ ] (ص نسبی ) وهمی . خرافی . موهوم . افسانه ای : اندیشه های نیش غولی ؛ موهومات . (یادداشت مؤلف ). ◄ ایراد نیش غولی ؛ ایراد نامربوط. اعتراض بیهوده . (فرهنگ فارسی معین ). ایرادی نابه جا و ناوارد که صرفاً به قصد لجبازی و عیب جوئی طرح کنند.