نیشابوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیشابوری . [ ن َ ](اِخ ) حسن بن مظفر اعمی، مکنی به ابوعلی و مشهور به نیشابوری . از علمای عامه و از مشایخ زمخشری است . در قرن پنجم می زیسته و به سال ٤٤٢ یا ٤٤٣ هَ . ق . درگذشته است . او راست : تهذیب اصلاح المنطق ابن السکیت، تهذیب دیوان الادب اسحاق بن ابراهیم فاریابی، ذیل تتمة الیتیمه ٔ عبدالملک ثعالبی، و دیوان شعر. رجوع به ریحانةالادب ج ٦ ص ٢٧٩ و کشف الظنون و روضات الجنات ص ٢٦ شود.
نیشابوری . [ ن َ ] (اِخ ) لطف اﷲ (مولانا...) از فضلا و شاعران و صوفیان اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم است . اشعاری در مدح پیشوایان مذهب شیعه سروده است و مدایحی نیزبرای میران شاه بن تیمور لنگ . در اواخر عمر از نیشابور به ده قدمگاه رفته و در آنجا انزوا گزیده و به سال ٨١٠ هَ . ق . در همان ده وفات یافته است . او راست : دیشب ز سر صدق و صفای دل من در میکده آن روح فزای دل من جامی به من آورد که بستان و بنوش گفتم نخورم گفت برای دل من . رجوع به ریحانة الادب ج ٦ ص ٢٨٠ و مرآت الخیال ص ٥٧ و مجالس المؤمنین ص ٢٥١ شود.
نیشابوری . [ ن َ ] (اِخ ) علی بن عبداﷲبن احمد نیشابوری سبزاواری، مشهور به ابن ابی الطیب . از مفسران و اکابر علمای عامه ٔ قرن پنجم و از معاصران سلطان محمود غزنوی است . سه تفسیر به نامهای تفسیر اصغر و تفسیر اوسط و تفسیر کبیر نوشته است وبه دربار سلطان محمود اهدا کرده است . وی به سال ٤٥٨هَ . ق . در سبزوار درگذشته است . (از ریحانة الادب ج ٦ص ٢٧٩) (روضات الجنات ص ٢٢٥) (معجم الادباء ج ١٣ ص ٢٧٣).