نیشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیشک . [ ش َ] (اِ) وام دار. قرض دار. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به نلشک و حواشی مربوط به آن شود.
نیشک . (اِخ ) به کسر نون و سکون یا و شین معجمه، کوره ای، یعنی شهری است از شهرهای سیستان . در میانه ٔ آن و بُست قریه های بسیار است و بلده ٔ آن یکی است و یکی از دروازه های زرنگ یعنی شهر سیستان را دروازه ٔ نیشک گویند که از آنجابه شهر بست می روند. (انجمن آرا). رجوع به تاریخ سیستان شود.