نیم بسمل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ مِ) (ص مر.) نیم کشته، حیوانی که هنو ز جان داشته باشد.واژه قبلی: نیم آستینواژه بعدی: نیم بند