واژه جو

نیما یوشیج | مجموعه اشعار | کک کی

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دیری ست نعره می‌کشد از بیشه خموش کک کی که مانده گم. از چشم‌ها نهفته پری وار زندان بر او شده است علف زار بر او که او قرار ندارد هیچ آشنا گذار ندارد. اما به تن درست و برومند کک کی که مانده گم دیری است نعره میکشد از بیشه خموش.

معنی نیما یوشیج | مجموعه اشعار | کک کی | واژه جو