نیوشیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ دِ) (ص مف.) شنیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ دِ) (ص مف.) شنیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیوشیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) شنیده . (ناظم الاطباء). گوش کرده . (فرهنگ فارسی معین ). مسموع . مقبول . رجوع به نیوشیدن شود : ملک در دل آن راز پوشیده داشت که قول حکیمان نیوشیده داشت . سعدی . ◄ (اِ) آوازه . شهرت . (ناظم الاطباء).