نیومند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیومند. [ نیوْ م َ ] (ص مرکب ) پهلوان . شجاع : دگر آفرین کن بدان نیومند سپهدار فرخنده پولادوند. فردوسی (از یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیومند. [ نیوْ م َ ] (ص مرکب ) پهلوان . شجاع : دگر آفرین کن بدان نیومند سپهدار فرخنده پولادوند. فردوسی (از یادداشت مؤلف ).