نیک امانتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک امانتی . [ اَ ن َ ] (حامص مرکب ) امین بودن . درستکاری : چون روزگاری بگذشت این جوان از نیک امانتی و فصیحی و جوانمردی به ندیمی امین بلخ افتاد. (اسکندرنامه ) (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک امانتی . [ اَ ن َ ] (حامص مرکب ) امین بودن . درستکاری : چون روزگاری بگذشت این جوان از نیک امانتی و فصیحی و جوانمردی به ندیمی امین بلخ افتاد. (اسکندرنامه ) (یادداشت مؤلف ).