نیک اندیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک اندیش . [ اَ ] (نف مرکب ) خوش فطرت . خیرخواه . (ناظم الاطباء). خوش نیت . نیکونیت . نیک خواه : همتی را که هست نیک اندیش نیکوئی پیشه نیکی آرد پیش . نظامی . خویشتن راخیر خواهی نیک خواه خلق باش زآنکه هرگز بد نباشد مرد نیک اندیش را. سعدی . نیکوئی کن که مردم نیک اندیش از دولت و بختش همه نیک آید پیش . سعدی . به شادکامی دشمن کسی سزاوار است که نشنود سخن دوستان نیک اندیش . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی