نیک خویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیک خویی . (حامص مرکب ) ملایمت . خوش رفتاری . خوش خلقی . نیک خو بودن : به علم و عدل و به آزادگی و نیک خویی مؤید است و موفق مقدم است و امام . فرخی . عاشق مردمی و نیک خویی است دشمن فعل زشت و خوی لئام . فرخی . هزار سال همیدون بزی به پیروزی به مردمی و به آزادگی و نیک خویی . منوچهری .