هابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هابی . (ع ص، اِ) غبار ساطع. (از اقرب الموارد). غبار بلندبرآمده . (از منتهی الارب ). ◄ گریزنده . (منتهی الارب ). ◄ اسب گریزنده . ◄ خاکستر آمیخته به خاک . ج، هُبّی : نجوم هبی ؛ یعنی هابیه ٔ پوشیده به غبار. (از اقرب الموارد). پوشیده شده و آکنده ٔ از غبار و گردآلود. (ناظم الاطباء) ◄ خاک گور. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تراب قبر، وهاب کجثمان الحمامة اجفلت . ◄ موضع هابی التراب ؛ یعنی گویی خاک آن مانند هباء یا غبار است در رقت . (از اقرب الموارد). جایی که خاک آن در نرمی مانند غبار باشد. (ناظم الاطباء). ◄ تراب و رماد هاب ؛ منتشر در جو. مالک بن ربیب گوید : تری جدثاً قد جرت الریح فوقه ترا باکلون القطلانی هابیا. (ازاقرب الموارد). ◄ خاک که به غبار ماند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).