هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نوید آمدن یار دلستان مرا بیار قاصد و بستان به مژده جان مرا فغان و ناله کنم صبح و شام و در دل یار فغان که نیست اثر ناله و فغان مرا فغان که تا به گلستان شکفت گل، بادی وزید و زیر و زبر کرد آشیان مرا مرا جدا ز تو ویرانهای است هر شب جای که سوخت آتش هجر تو خانمان مرا