هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمیخندد ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی در این محفل به کام دل دمی گر بیغمی خندد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد در آن گلشن گلی بر گلبن دیگر نمیخندد ز عشرت زان گریزانم که از غم گریم ایامی در این محفل به کام دل دمی گر بیغمی خندد