هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | ماده تاریخها | شماره ۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هزار افسوس کز بیداد گردون ز دنیا قدوه اهل زمین رفت امام و مقتدای اهل دین شد سر و سر حلقه اهل یقین رفت فلک برد از جهان حاجی حسن را رواج و رونق از شرع مبین رفت درین غمخانه شد دلگیر جانش به عشرتخانه خلد برین رفت به دارالخلد چون بشنید جانش ندای فادخلوها خالدین رفت به پاکی زاده شد در خاک و شد پاک چنان آمد به دنیا و چنین رفت غرض چون زین سرای پر دد و دام سوی آرامگاه حورعین رفت به تاریخش رقم زد کلک هاتف ز دنیا پیشوای اهل دین رفت