هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | ماده تاریخها | شماره ۳۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف سحاب جود و کرم میرزا شریف احمد طراز مسند اجلال بد در این محفل دریغ و درد که برچیدش آسمان مسند زدند کوس رحیلش وزین سرای سپنج به شوق گلشن فردوس خیمه بیرون زد روان شد و به دل جان رسید یاران را ز ماتمش الم بیکران غم بیحد ز رنج و محنت دنیا برست و شد به جنان قرین عشرت جاوید و دولت سرمد غرض چو رفت ازین بزم و شد به دارالخلد ز فیض فضل ازل همدم نعیم ابد نوشت خامه به تاریخ او که از این بزم نهاد پا به جهان میرزا شریف احمد