هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | ماده تاریخها | شماره ۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گرامیترین یاری از دوستان که روشن روان است و صاحب نظر به تزویج محبوبهای میل کرد که سترش عفاف است و زیبش هنر چو با یکدیگر خوش درآمیختند دو دلبند مانند شیر و شکر به هاتف خرد بهر تاریخ گفت بگو خیر بینند از یکدیکر