هاتف اصفهانی | دیوان اشعار | ماده تاریخها | شماره ۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گوهر این نه صدف آقا عزیز شیعه یکرنگ علی ولی حق پسری داد ز لطفش که هست نور رخش چون مه تابان جلی نام محمدعلیش ساختند زاد چون با حب نبی و علی مولد او چون دل احباب را ساخت چو آیینه ز غم منجلی عقل به هاتف پی تاریخ گفت بدر منیر است محمدعلی