هاتف غیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاتف غیب . [ ت ِ ف ِ غ َ / غ ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به معنی فرشته ای است که از عالم غیب آواز دهد و این اسم فاعل است از هتف که به معنی آواز دادن است . ازکشف و منتخب و لطایف . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). فرشته ای که از عالم غیب آواز دهد. (ناظم الاطباء). فرشته ای که آواز دهد یا چیزی بگوید که اهل زمین بشنوند. (فرهنگ نظام ). سروش . سروش غیب . ملهم غیب : ز بارگاه محمد ندای هاتف غیب به من رسید که خاقانیا بیار ثنا. خاقانی . ندای هاتف غیبی زچارگوشه ٔ عرش صدای کوس الهی به پنج نوبت لا. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٣١). یکی هاتف از غیبش آواز داد. سعدی (بوستان ). ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا میفرستمت . حافظ (دیوان چ قزوینی ص ٦٣). سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش . حافظ (دیوان چ قزوینی ص ١٩١).