هادر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هادر. [ دِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از هَدْر. رجوع به هدر شود. (از اقرب الموارد). ◄ شتر بابانگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مرد بی اعتبار. (منتهی الارب ). ◄ ساقط. افتاده . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ شیری که زبرین آن سطبر و چغرات باشد و زیرین آن تنک و زرداب شده باشد، و این پس از ترش شدن گردد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج، هدَرَة. (اقرب الموارد).