هادوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هادوری . (ص، اِ) نوعی از گدایان باشند در نهایت سماجت . (برهان ). نوعی از گدای مبرم که به در خانه ها می رفتند و به اصرار چیزی می خواستند. حکیم سنایی گفته : دعوی ّ دِه کنند ولیکن چو بنگری هادوریان کوی و گدایان برزنند. اثیر اخسیکتی گفته : معیشتی نه که با عزت و قناعت آن بهر دری نروم چون گدای هادوری . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ).