هار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به بیماری هاری مبتلا گشتن . ◄ در تداول، مغرور و سرمست گردیدن . کجرفتار شدن بر اثر ازدیاد مال و قدرت و از این قبیل . ◄ سخت معجب و خویشتن ناشناس شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به بیماری هاری مبتلا گشتن . ◄ در تداول، مغرور و سرمست گردیدن . کجرفتار شدن بر اثر ازدیاد مال و قدرت و از این قبیل . ◄ سخت معجب و خویشتن ناشناس شدن .