هارب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هارب . [ رِ ] (ع ص ) گریزنده . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : در جهان روح هر سه منتظر گه ز صورت هارب و گه مستقر. مولوی (مثنوی ). ◄ از آب بازگردنده . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ما له هارب و لاقارب ؛ ای صادر عن الماء و لاوارد؛ ای ما له شی ٔ او معناه لیس احد یهرب منه و لا احد یقرب الیه فلیس هو بشی ٔ (اقرب الموارد)؛ یعنی او را چیزی نیست و یا نه از وی کسی میگریزد و نه نزدیک وی میرود گویی حقیقتی ندارد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).