هاشمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) از سادات قم و محرر محکمه ٔ شرع بود. آذر بیگدلی در ردیف شعرای قم نام وی را آورده است و می نویسد: «از سادات آن دیار و به شیوه ٔ زهد و تقوی معروف و در محکمه ٔ شرع محرر بوده .» (آتشکده ٔ آذر چ مؤسسه ٔ نشر کتاب ص ٢٤٥).
هاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) (شیخ ...) احمدبن ابراهیم بن مصطفی الهاشمی . در سال ١٢٩٥ هَ . ق . در قاهره به دنیا آمد. وی از شاگردان محمدعبده است . و مدتها سرپرست تعلیماتی و بازرس مدارس انگلیسی «ویکتوریا» را در قاهره عهده دار بود. از تألیفات اوست : «اسلوب الحکیم فی منهج الانشاء القویم » شامل ١١٧ مقاله ٔ کوتاه شرعی، ادبی، فلسفی و تاریخی . «جواهر الادب فی صناعة انشاء العرب ». «جواهرالبلاغة» در معانی و بیان و بدیع و عروض و قافیه و فنون شعر. «السعادة الابدیه فی الدیانة الاسلامیّة». «المفرد العلم فی رسم القلم ». «میزان الذهب فی صناعة شعر العرب ». مشتمل بر سه فصل در فنون شعر و عروض و قافیه . و «مختار الاحادیث النبویة». در سال ١٣٦٢ هَ . ق . وفات یافت . (معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٨٨٧ و اعلام زرکلی ج ١ ص ٨٦).
هاشمی . [ ش ِ ] (اِخ ) (مولانا...) متخلص به خاموشی شاعر قرن نهم هجری . رجوع به خاموشی شود.