واژه جو

هاله افتادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هاله افتادن . [ ل َ / ل ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) بوجود آمدن هاله بدور چیزی : ساغر می چون به کف میگیرد آن ماه تمام هاله می افتد به دور عارضش از خط جام . معصوم تبریزی (از ارمغان آصفی ).

معنی هاله افتادن | واژه جو