هالو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هالو. (اِ) در تداول لران، خالو. و به تحقیر همه ٔ لران را در خواندن و آواز کردن هالو خطاب کنند. - امثال : هیچکس نگفت هالو خرت بچند . (یادداشت به خط مؤلف ). ◄ (ص ) (در تداول عامه ) ساده دل . (فرهنگ عامیانه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هالو. (اِ) در تداول لران، خالو. و به تحقیر همه ٔ لران را در خواندن و آواز کردن هالو خطاب کنند. - امثال : هیچکس نگفت هالو خرت بچند . (یادداشت به خط مؤلف ). ◄ (ص ) (در تداول عامه ) ساده دل . (فرهنگ عامیانه ).