هامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هامة. [ هام ْ م َ ] (ع ص، اِ) هر جانوری که دارای زهر کشنده باشد مانند مار. جنبنده ٔ زهردار. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و لایقع هذا الاسم الا علی المخوف من الاحناش . (صحاح اللغة). ◄ جانور خزنده و گزنده . مخنده . (السامی ) (غیاث ). ◄ هر حشره ٔ کشنده ای مطلقاً. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، هَوام ّ : این نامه هفت عضو مرا هفت هیکل است کایمن کند ز هول سباع و شر هوام . خاقانی . ایؤذیک هوام رأسک ؛ مراد شپش باشد. ◄ ستور. چارپا. دابة. (صحاح اللغة) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): نعم الهامة هذه ؛ نیک ستوری است این . ◄ دابة هامة؛ ستور بسیارخوار. (منتهی الارب ).
هامة. [ م َ ] (اِخ ) شهرستان وسیعی است در مصر که کوه الاُق در آن قرار دارد. (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
هامة. [ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوزهیر. صحابی است . (الاصابة فی تمییز الصحابة).