هاموم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هاموم . (ع اِ)پیه گداخته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مایسیل من الشحمة اذا شویت . (معجم متن اللغة). ◄ پیه بسیارچربش . (مهذب الاسماء). ◄ کوهان گداخته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مااذیب من السنام . (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). ◄ (ص ) شتر کوهان گداخته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در آنندراج چاپ جدید این کلمه به غلط «هامون » آمده است .