واژه جو

های‌وهو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

های وهو. [ ی ُ ] (ترکیب عطفی، اِ صوت مرکب ) شور و غوغای اهل طرب . هایاهوی . های هوی . هیاهو : های و هویی میرسد امشب به گوش هوش باز همنشین از گریه ٔ پرهایها معذور دار. میرزا مؤمن استرابادی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی های‌وهو | واژه جو