هتک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ تَ) (اِ) (عا.) کون، مقعد. ؛ ~ کسی پاره شدن (کن.) کونش پاره و دریده شدن. دچار کارهای طاقت فرسا شدن وی. ؛ ~کسی را پاره کردن (کن.) الف - کون را دریدن. ب - از وی کارهای طاقت فرسا کشیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) [ ع. ] (اِمص.) پرده دری، رسوایی.
(هَ تَ) (اِ) (عا.) کون، مقعد. ؛ ~ کسی پاره شدن (کن.) کونش پاره و دریده شدن. دچار کارهای طاقت فرسا شدن وی. ؛ ~کسی را پاره کردن (کن.) الف - کون را دریدن. ب - از وی کارهای طاقت فرسا کشیدن.
(هُ تَ) (اِ.) (عا.) سوت، صفیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هتک . [ هَُ ] (ع اِ) نیم شب . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
هتک . [ هَِ ت َ ] (ع اِ) پوست پاره ای که بر روی بچه ٔ درکشیده از شکم برآید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). پرده ای که بروی بچه ٔ درکشیده از رحم برآید. (ناظم الاطباء). ◄ (ص )ثوب هتک ؛ جامه ٔ پاره پاره شده . (از معجم متن اللغة).
هتک . [ هََ ] (ع اِمص ) پرده دری . (ناظم الاطباء) (غیاث ). ◄ ربودگی ناموس . (ناظم الاطباء). بی عصمتی . ◄ رسوایی و بی آبرویی . ◄ افتضاح و بدنامی . ◄ فاش شدگی عیب . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
پردهدری رسواسازی، مفتضحسازی افتضاح، رسوایی بیعفتی، بیناموسی ، استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
پردهدری رسواسازی، مفتضحسازی افتضاح، رسوایی بیعفتی، بیناموسی استخفاف، بیاحترامی، بیحرمتی
واژگان فارسی سره واژهدان
ناسزا، دشنام