هجو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هَ) [ ع. ] ۱- (اِمص.)بدگویی، سرزنش. ۲- مذمت به شعر. ۳- (اِ.) حرف یا چیز بیهوده.مترادفها و واژههای مرتبطسخریه، مسخره، هجا، هجویه، هزلبیهوده، پوچ، مبتذل، مزخرف، مهملنامربوطواژه قبلی: هجنهواژه بعدی: هجوع