واژه جو

هدیه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هدیه کردن . [ هََ دْ / هَِ دْ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به رسم هدیه و بخشش چیزی به کسی دادن : جان مرا هدیه کرد بوی سر زلف یار از نفحات ربیع در حرکات صبا. خاقانی . زان لب چون آتش تر هدیه کن یک بوس خشک گرچه بر آتش ترا مهری ز عنبر ساختند. خاقانی . رجوع به هدیه شود.

معنی هدیه کردن | واژه جو