واژه جو

هذارم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

هذارم . [ هَُ رِ ] (ع ص ) ذوهذرمة. (اقرب الموارد). مرد شتاب در سخن و در قرائت . (منتهی الارب ). هذارمة. رجوع به هذارمة شود.

معنی هذارم | واژه جو