هزار میخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِمر.) کنایه از: ۱- خرقه درویشان که بخیه بسیاری بر آن زده باشند. ۲- آسمان پر ستاره.واژه قبلی: هزار آواواژه بعدی: هزار و یک اسم