هزو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هزو.[ هََ ] (ص ) مردم دلیر و شجاع را گویند. (برهان ).
هزو. [ هََ زْوْ ] (ع مص ) سیر نمودن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ رفتن . (منتهی الارب ). ◄ افسوس داشتن . (تاج المصادر بیهقی ).
هزو. [ هََ زَ / زُو ] (اِ) جانور آبی که آن را به هندی اود گویند به واو مجهول، و به ترکی قندز. (غیاث ).