هسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هسم . [ هََ] (ع مص ) شکستن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
هسم . [ هَُ س ُ ] (ع ص، اِ) داغ کنندگان . (منتهی الارب ). لغتی است در حُسُم . (اقرب الموارد). رجوع به حسم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هسم . [ هََ] (ع مص ) شکستن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
هسم . [ هَُ س ُ ] (ع ص، اِ) داغ کنندگان . (منتهی الارب ). لغتی است در حُسُم . (اقرب الموارد). رجوع به حسم شود.