هش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هش کردن . [ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب )به هوش آوردن . بیدار کردن . هشیار کردن : دیو را نطق تو خامش می کند گوش ما را گفت ِ تو هش میکند. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هش کردن . [ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب )به هوش آوردن . بیدار کردن . هشیار کردن : دیو را نطق تو خامش می کند گوش ما را گفت ِ تو هش میکند. مولوی .