هشیاردل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هشیاردل . [ هَُ ش ْ دِ ] (ص مرکب ) بیدار. دانا. هوشمند. خداوند هوش و خرد و عقل و ذکاوت : به کاخ اندر آمد پرآزار دل ابا کاردانان هشیاردل . فردوسی . چنین گفت کای پور هشیاردل یکی تیز گردان بر این کار دل . فردوسی . حکیمان هشیاردل پیش او خردمند مونس، خرد خویش او. نظامی .