هصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هصر. [ هََ ] (ع مص ) کشیدن . (منتهی الارب ). جذب . (از اقرب الموارد). ◄ خمانیدن . (منتهی الارب ). اماله . (از اقرب الموارد). ◄ شکستن . ◄ پیچیدن چیز تر و تازه همچو شاخ درخت و مانندآن را بی جدایی، یا عام است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پیچیدن هر چیزی را. (منتهی الارب ). ◄ به تیر زدن همباز را. ◄ شکستن شیر فَریسه ٔ خود را. (از اقرب الموارد).
هصر. [ هََ ص ِ / هَُ ص َ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).